سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

پشت خاکریز

سلام...

با شروع شدن مدارس وپس از ساعت 2 بعد ازظهر خیابانها به طرز شگفتی پر از موتور می شن که این خودش به تنهایی یعنی آخرالزمان نزدیکه به همین دلایل تا جایی که من میدونم روبروی دبیرستانهای دخترانه شماری از برادران نیروی انتظامی قرار داره تا خدایی ناکرده برای خواهران عزیز مشکلی پیش نیاد من به شخصه خودم دیدم که آره واقعا حظورشون تأثیر داره  یعنی با فرستادن برادرایی که سر کوچشون وایساده بودن به خونه هاشون نشون دهنده ی این مسئله بود اما مزاحمت ها پایانی نداشت یعنی درست در خیابان بغل که باز هم مدرسه ای دخترانه بود باز هم ویراژهای موتور برادرا آدمو کفری میکرد آخه کسی نبود به آقایون نیروی انتظامی بگه این خیابون تموم نشده دور نزن بیا یه سر و گوشی آب بده؟
گذشته از این حرفا سؤالاتی واسم پیش اومد که آخه بنده ی خدا تو پول نداری بنزین بزنی اینکارا چیه؟
یا اینکه اگه هم جیبت پره صددرصد سهمیه ی کارتت پر نیست؟دیگه پرسه زدنت تو کوچه چیه؟ آخه بچه ی خوب تو درس نداری؟

خلاصه بیخیال این حرف شدم یعنی واسم سخت بود که باور کنم مردم از پلیس و اون ماشین سبزو سفید میترسن اما از خدا نه؟ مردم وقتی که کسی به کمک نیاز داشته باشه میگن هوا گرم یا سرده، خوابم میادوگرسنمه و کلی چیز دیگه اما حالا چی..!!!
برخی از خواهرای عزیز حجاب رو شستن گذاشتن کنار برادرا شما چی؟ تا جایی که به ما گفتن حجاب هم مال برادراس هم مال خواهرا اما ما با عدم اون مواجه شدیم یعنی برای بعضیا خوشبختانه و واسه بیشترا متأسفانه جامعه مون داره به تمدن خاصی نزدیک میشه ما تو اجتماعی در حد محدودی ازش خواندیم:« خوندیم که هرکی هر کیه_خوندیم هرج و مرج توش بیداد میکنه و شرافت انسانی توش پایمال میشه و....» آره با جنگلم از این به بعد باید به این فکر کنیم که اگر پیش بریم شبا باید تو زاغه بخوابیم صبح که بیدارشدیم ببینیم اون رو هم نداریم...و دوباره دقت کنین شاید ما اون رو هم از دست بدیم...

دعا کنید ز برایم

 که نباشم ز علائم*

 که نبودنم در آن

 نشانه ایست ز عشاق

اللهم عجل لولیک الفرج

برای تعجیل در ظهور آقا صلوات

صلوات

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*منظور علائم آخر الزمان است


نوشته شده در یکشنبه 91/7/23ساعت 11:56 عصر توسط گمنام... نظرات ( ) |

تا به درگاه رضا دست تولا داریم

خاطری فارغ از اندیشه ی دنیا داریم

 باوری سبزتر از روح همه آینه ها

لحظه هایی چه فروزنده و زیبا داریم

آقاجان سلام...

وقتی که از پنجره ی قطار گنبد را دیدم تازه باورم شد که آری اکنون من در مشهدم

وآقا تماشای صحن و بارگاهت چه باشکوه نمایان است از قاب شیشه ای ماشین که  لحظه به لحظه نزدیکتر میشود
و حالاست که چشمم نوری تازه میگیرد و زمزمه ی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا دهانم را خوشبو می کند و آن خستگی قطارو راه طولانیش به فراموشی زمان سپرده می شود آری نظاره ی گنبد زمان را به خاک می کشاند
چه زیباست
مولایم زائرانت را می گویم چه زیبا دل داده اند به آقایی که با تمام غریبی اش باز هم ضامن است...مولایم صحن های ضریحت را چه زیبا زینت بخشیدی هر طرف را که می نگرم کسی در کنجی زانوانش را در بغلش گرفته و های های می گرید.... و اما من کسی که هنوز قلبش با دیدن گنبد نشکسته و لایه ی غریبی از روی چشمش بر کنار نرفته و صورتش از هوار های بی حرمتی هنوز خیس نشده  

یا رضا «ع» میلادت شد بهانه ای برا ی سخن گفتنم

میلادت بر تمام شیعیان مبارکـ...

به امید زیارت


پس مولایم ضامنم باش تا من نیز بنده ای باشم برای
الله

اللهم عجل لولیک الفرج

 


نوشته شده در جمعه 91/7/7ساعت 5:0 عصر توسط گمنام... نظرات ( ) |

یامحمد«ص»


نوشته شده در جمعه 91/7/7ساعت 4:31 عصر توسط گمنام... نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin