بسم رب الشهداء والصدیقین

وصیت نامه پاسدار
شهید عبدالحسین گندمچین
نام شهید: عبدالحسین گندمچین
نام پدر: علی گندمچین
تاریخ تولد: 1341_دزفول
میزان تحصیلات: دیپلم رشته ی علوم انسانی
تاریخ شهادت: 10/1/1361
محل شهادت : کرخه
عملیات فتح المبین با رمز یازهرا(س)
قسمتی از وصیتنامهء شهید
اگر شهید شدم ناراحت نباشید، چون که اسلام از اینها خیلی با ارزشتر است.
وصیت نامه ی عبدالحسین گندمچین
ولا تحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون
گمان مبرید آنان که در راه خدا شهید شده اند مرده اند خیر، آن ها زندگانی هستند که متنعم به انعامات او.
امام سجاد ـ علیه السلام ـ می فرماید: خدا را شکر که دشمنان ما را از احمقان انتخاب کرد.
سلام بر رهبر انقلاب امام خمینی و سلام بر تمامی نیرو های رزمنده ی مسلمانان در راه خدا و سلام بر پدران و مادرانی که فرزندان خود را در راه انقلاب به اسلام هدیه کردند.
سلام بر پدر و مادرم که در دنیا کسی به اندازه ی آنها از دستم ناراحت نشده است. متأسفم از این که ناراحتتان کرده ام و باید مرا ببخشید. مادر، نا راحت نباش از این که مرا چند سالی نمی بینی چون که بالآخره انسان می میرد و به سوی خدایش پرواز می کند ( انا لله و انا الیه راجعون ) ولی یکی با اعمال خوب و یکی با اعمال بد و باید افتخار کنی که چنین فرزندی بزرگ کردی که بتواند در راه اسلام و آرمان شهیدان در راه خدا کار زار کند و اگر شهید شدم گریه و زاری نکنید و لباس سیاه نپوشید چون که شهید احتیاج به این چیز ها ندارد و تنها کاری که می توانی برایم انجام بدهی این است که برایم دعا کنی که خدا مرا از شما بعنوان هدیه ی نا چیزی در راه اسلام بپذیرد و اما تو ای پدر مهربان بعد از من به برادران کوچکترم برس و آنها را ناراحت نکن و آنها را تربیت کت آن طور که شایسته ی وظیفه ی پدری شماست تا شاید بتوانند راهی را که من رفته ام ادامه دهند که می توانند و اما چند کلمه ای دیگر به شما برادران و خواهرانم و خاله و پسر خاله ام باز دوباره به شما می گویم که اگر شهید شدم ناراحت نباشید چون که اسلام از این ها خیلی باارزشتر است.
اینقدر ارزش دارد که امام حسین(ع) علی اکبر و علی اصغر شهید شدند که مردان پاک خدا و رهبران مسلمانان جهان بودند. تازه امام حسین (ع) این همه شهید داد باز هم اسلام را مهمتر می دانست تا جایی که می فرماید:
« اگر دین محمد با کشتن من زنده می گردد پس ای شمشیر ها مرا برگیرید » من یک بنده ی خیلی کوچک خدا هستم در برابر اسلام ارزشی ندارم. ضمناً از روز اولی که هوشنگ شهید شد من که گفنم به جای هوشنگ می روم و نمی گذارم اسلحه اش بر زمین بماند و خدا می داند که او بجای برادرم بوده و در بعضی موارد تربیتی از پدری برایم بهتر بود ( منظور از هوشنگ پسر خاله اش است ) و اما شما برادران و همرزمانی که در مسجد خیلی چیز ها به من یاد دادید ناراحت نباشید که من رفتم، رجب رفت، خورشیدی رفت مهم نیست، مهم این است که شما وحدت داشته باشید تا بتوانید برای امام امت فرزندانی پاک باشید که هر وقت از یکی از این گروه ها یا گروهک های امریکایی این هایی که به اصطلاح خودشان ضد امپریالیسم هستند که البته با حرف ضد امپریالیسم هستند ولی اعمالشان خلاف این را ثابت می کند تا جایی که امام می فرماید: « آنهایی که برای اسلام سینه می زنند ببینند اعمالشان چیست » یا آنهایی که رهبرشان می گوید دین تریاک توده هاست ویا دین این جوری و آنجوری است. کجا دین تریاک توده ها بود و می بینیم که دین باعث شد که ما به این انقلاب برسیم البته با کمک روحانیت متعهد به اسلام راستین نه اسلامی که آقایان التقاطی برای خودشان درست کرده اند و می گویند امام خط ندارد و ثانیاً شما ای برادران هم رزم و مردم مسلمان و شهید پرور تنها کاری که برای شهیدان می توانید انجام دهید دعا کنید که خدا شهیدانتان ( هدایای شما ) را قبول کند. در آخر به مادر و خاله ام، که اولاً گریه نکنید ثانیاً اگر خواستید گریه کنید اول سر قبر هوشنگ گریه کنید خدا حافظ ای برادران و همرزمان.
خدا حافظ
عبدالحسین گندم چین
4/3/60
روحش شاد و با شهدای صدر اسلام محشور باد مسجد عاملی
نوشته شده توسط گمنام... در پنج شنبه 10/1/91 ساعت 8:12 عصر موضوع | لینک ثابت
خیلی سخته ببینی و حرف نزنی خیلی سخته به خاطر کسی کاری کنی تا جایی که شاید جونت رو از دست بدی و اون اهمیت نده خیلی سخته من به این آدما میگم نا مرد بی معرفت با همچین چیزای دیگه
شاید با من موافق باشین اگه یکم به موقعیت الآنمون نگاه کنیم میبینیم هزاران نفر این کارا را واسه ما کردنو ما با بی معرفت فراموشش کردیم ...بیاین یکم فکر کنیم باور کنین میشه راحت ازمون شکایت کنن اما تو قانون اساسی ملت ها پیدا نمیشه چه برسه مجازات هم داشته باشه اما ما یه شانس آوردیم خیلی این جور آدما مهربونن خدا را خوب میشناسن اصلا قضیه ی عاشقیشون همش به خاطر خداست فکر نکنم بعضیا منظورمو فهمیده باشن آخه خیلیامون یادمون رفته همچین آدما یی رفتن که ما بمونیم به این جمله توجه کنید
اونا رفتن که ما بمونیم
باور کنید دلم خیلی گرفته با اینکه من کاره ای نیستم اما بازم شرمم میاد که اینا انقدر صبورن ببینی ونگی، هوا باشه نتونی نفس بکشی ما میگیم شیمیایی شده امایه زخم دیگه دارن هوای آلودست با بدترین بمب های شیمیایی بمب فرهنگی راست میگین صدانداره ازکجا معلوم که اصلا بمبی در کار باشه میخواین بگم کجا صداش از همه جا ها بیشتره دور نیست میری بیرون از خونه دخترای پسر نما و پسرهای دختر نما رو میبینی راستی پنبه با خودت ببر با اینکه نمیتونه صدای این بمب فرهنگی رو کم کنه اما بازم .... دقت کرده باشین تو جنگ پناهگاهایی بود که وقتی وضعیت قرمز بود همه میرفتن اونجا اما الآن بعضیا رفتن آخه اونا صدا رو شنیدن خیلی دقیقا اونا رومیتونی ببینی تو خیابون اما زیاد نیستن راستی آدرس پناهگاهه هم خیلی دور نیست من بهشون میگم خاکریز اسم عامشون میشه مسجد میشه خونه ی خدا میشه بسیجیان بی ریا.....
هرچی از بیمعرفتی خودمون بگم کم گفتم دقت کنین قبول میکنین ما که صبح جمعه از آقا خجالت نمیکشم کل سال وضع همینه
میریم بهشت ...جایی که شهدا رو به خاک سپردن اونجا هم خجالت نمیکشیم حداقل حرمت اونجا رو نگه میداشتیم اما راستی ما که از آقامون خجالت نمیکشیم از ....خجالت بکشیم با اینکه اینا رو نوشتم اما بازم دلم پره .........یامهدی عج انگار تانیای ما آدم بشو نیستیم بیا که دلم از غصه و شرم و بی معرفتی بعضیا خیلی گرفته شهدا رفتن که ما بمونیم و پیشرفت هم کردیم اما بمب فرهنگی رو نتونستیم خنثی کنیم به ما کمک میکنی؟ هرچی باشه ما هم رزمنده ایم رزمنده های سایبری...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده توسط گمنام... در جمعه 30/10/90 ساعت 2:15 عصر موضوع | لینک ثابت
کدام بهتر است؟
وقت گذرانی، یااستفاده از فرصت ها؟
نوشته شده توسط گمنام... در پنج شنبه 22/10/90 ساعت 1:3 عصر موضوع | لینک ثابت
بررسی فیلم مبتذل و ضد ایرانی ” شرایط- Circumstance ” فیلمی که تماما خلاف واقعیات موجود در ایران را به تصویر میکشد.

فیلم مبتذل و ضد ایرانی “شرایط” Circumstance – این فیلم نگاهی دارد به خانواده ای نوگرا در تهران. فیلم زندگی دختر شانزده ساله این خانواده، عاطفه و دوست او شیرین را نشان میدهد که پدر و مادرش به دلیل مخالفت با حکومت ایران اعدام شدهاند.در این فیلم که به زبان فارسی ساخته شده به ترویج همجنسگرایی، زیرسئوال بردن احکام شرع اسلام و تعصب و حیای جامعه ایرانی پرداخته شده است…این فیلم به دلیل تمایلات همجنسگرایی موجود در آن، ابراز شخصیت، و پرداختن موانع به اصطلاح فرهنگی در ایران، توجهات زیادی را در جشنواره ساندنس 2011 آمریکا به خود جلب کرد. کارگردان فیلم، که یک زن ایرانیالاصل متولد آمریکاست، این فیلم را در لبنان ساخته است. وی به رویترز اظهار داشته است: «امیدوارم با این کار زمینه جدیدی در سینمای ایران به وجود آورده باشم. این فیلم به مسائل زیادی میپردازد که سینمای ایران قبلا به آنها توجهی نداشته است از جمله تمایلات جنسی، مذهب، تعصب، عقدههای روحی. بعید است که در ایران به این فیلم نگاه مثبتی داشته باشند چون عنصر مقاومت را در جوانان ایرانی و تلاش و آرزوی آنها برای عبور از موانع و محدودیتها را به نمایش میگذارد.»
« شرایط » درباره دختری به نام عاطفه ( نیکول بوشهری ) و دوست صمیمی اش شیرین ( سارا کاظمی ) است. این 2 با یکدیگر بسیار صمیمی و راحت هستند؛ آنها مدام سربه سر همدیگر می گذارند و گهگاهی هم شوخی های ناجور انجام می دهند!. عاطفه و شیرین عاشق این هستند که به جشن های شبانه بروند و در آنجا یک دل سیر برقصند و مشروب مصرف کنند و … بعد از مدتی این 2 در می یابند که احساساتشان کمی فراتر از 2 دوست معمولی است و به همین جهت یک شبه رابطه فیزیکی را هم به دوستیشان اضافه می کنند!. پدر عاطفه فردی ثرتمند و روشنفکر به نام فیروز ( سهیل پارسا ) و مادرش هم یک جراح به نام آذر ( نسرین پاک خو ) است. مادر عاطفه علی رغم اینکه می داند دخترش تشنه آزادی است اما به او می فهماند که باید خودش را با شرایط وفق دهد و به عبارت ساده تر به او می گوید که ” بشین سر جات!”. عاطفه برادری هم به نام مهران (رضا سیکسو صفائی ) دارد که به تازگی به کمک موسسه توانبخشی موفق به ترک اعتیاد شده و حالا بصورت کاملاً سالم به نزد خانواده اش بازگشته است.
مهران در گذشته یک نوازنده موسیقی بوده اما اکنون بجای ادامه دادن رشته تخصصی اش، تصمیم می گیرد تا یک آدم مذهبی خشک باشد و به نیروی امنیت اخلاقی بپیوندد تا با زنان و مردان هنجار شکن جامعه مبارزه کند!. مهران که از رفتارهای آزادی خواهانه! خواهرش آگاه است، او را آزار می دهد و مدام به او اعلام می کند که وی یک هرزه است!. اما اوضاع زمانی بدتر می شود که ...
ادامه مطلب را دراین وبلاگ از دست ندهید...
نوشته شده توسط گمنام... در یکشنبه 18/10/90 ساعت 3:1 عصر موضوع | لینک ثابت
نام : آدم
شهرت : بنده خدا
شغل : شرکت در آزمون های خدا
کتاب : قرآن
تعداد قبولی ها : هنوز معلوم نیست...
کارهای عملی : ایثار در راه خدا ، کمک به یتیمان و حتی درس خواندن برای خدا...
هدف : رضایت خدا
هدیه ی تشویقی : بهشت
تعداد مردودی ها : به اندازه ی بار گناهان
دروس افتاده : نماز ، درک پیامبر وامامان، احترام و...
جبران افتاده ها : توبه
اگر توجه کنید میبینید که شرکت در این آزمون ها هیچ هزینه ای نداشته وشرطش تنها به دنیا آمدن است و در تمام فصول این آزمون ها برگزار میشود...
یامهدی -عج-
اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط گمنام... در پنج شنبه 8/10/90 ساعت 10:30 صبح موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY