سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
--> خاکریز ولایت

اونا رفتن که ما بمونیم...

خیلی سخته ببینی و حرف نزنی خیلی سخته به خاطر کسی کاری کنی تا جایی که شاید جونت رو از دست بدی و اون اهمیت نده خیلی سخته من به این آدما میگم نا مرد بی معرفت با همچین چیزای دیگه 


شاید با من موافق باشین اگه یکم به موقعیت الآنمون نگاه کنیم میبینیم هزاران نفر این کارا را واسه ما کردنو ما با بی معرفت فراموشش کردیم ...بیاین یکم فکر کنیم باور کنین میشه راحت ازمون شکایت کنن اما تو قانون اساسی ملت ها پیدا نمیشه چه برسه مجازات هم داشته باشه اما ما یه شانس آوردیم خیلی این جور آدما مهربونن خدا را خوب میشناسن اصلا قضیه ی عاشقیشون همش به خاطر خداست فکر نکنم بعضیا منظورمو فهمیده باشن آخه خیلیامون یادمون رفته همچین آدما یی رفتن که ما بمونیم به این جمله توجه کنید


اونا رفتن که ما بمونیم


 باور کنید دلم خیلی گرفته با اینکه من کاره ای نیستم اما بازم شرمم میاد که اینا انقدر صبورن ببینی ونگی، هوا باشه نتونی نفس بکشی ما میگیم شیمیایی شده امایه زخم دیگه دارن هوای آلودست با بدترین بمب های شیمیایی بمب فرهنگی راست میگین صدانداره ازکجا معلوم که اصلا بمبی در کار باشه میخواین بگم کجا صداش از همه جا ها بیشتره دور نیست میری بیرون از خونه دخترای پسر نما و پسرهای دختر نما رو میبینی راستی پنبه با خودت ببر با اینکه نمیتونه صدای این بمب فرهنگی رو کم کنه اما بازم .... دقت کرده باشین تو جنگ پناهگاهایی بود که وقتی وضعیت قرمز بود همه میرفتن اونجا اما الآن بعضیا رفتن آخه اونا صدا رو شنیدن خیلی دقیقا اونا رومیتونی ببینی تو خیابون اما زیاد نیستن راستی آدرس پناهگاهه هم خیلی دور نیست من بهشون میگم خاکریز اسم عامشون میشه مسجد میشه خونه ی خدا میشه بسیجیان بی ریا.....


هرچی از بیمعرفتی خودمون بگم کم گفتم دقت کنین قبول میکنین ما که صبح جمعه از آقا خجالت نمیکشم کل سال وضع همینه
میریم بهشت ...جایی که شهدا رو به خاک سپردن اونجا هم خجالت نمیکشیم حداقل حرمت اونجا رو نگه میداشتیم اما راستی ما که از آقامون خجالت نمیکشیم از ....خجالت بکشیم با اینکه اینا رو نوشتم اما بازم دلم پره .........یامهدی عج انگار تانیای ما آدم بشو نیستیم بیا که دلم از غصه و شرم و بی معرفتی بعضیا خیلی گرفته شهدا رفتن که ما بمونیم و پیشرفت هم کردیم اما بمب فرهنگی رو نتونستیم خنثی کنیم به ما کمک میکنی؟ هرچی باشه ما هم رزمنده ایم رزمنده های سایبری...


اللهم عجل لولیک الفرج


 



نظر  

نوشته شده توسط گمنام... در جمعه 30/10/90 ساعت 2:15 عصر موضوع | لینک ثابت


شما باشید کدام را انتخاب میکنید؟

کدام بهتر است؟



  • خشنودی خدا، یا خشنودی دیگران!
    وقت گذرانی، یااستفاده از فرصت ها؟



  • عقل در خدمت هوس، یاهوس دراختیار عقل؟



  • احساساتی برخورد کردن، یا عاقلانه برخورد نمودن؟!



  • عفو وگذشت از لغزش های دیگران، یا کینه توزی و ماجرا جویی؟!



  • ریخت و پاش داشتن، یابرنامه ریز و منظم بودن؟!



  • حفظ اطلاعات غیر ضروری و بی فایده، یا حفظ اطلاعات ضروری و مفید؛ همچون حفظ قرآن و حدیث و احکام و نیازهای زندگی؟!



  • دمدمی بودن وهر زمان به رنگی در آمدن، یا متعادل و یک رنگ بودن؟!



  • سفرهء دل را برای هر کس پهن کردن، ای دریا دل بودن و رازداری نمودن؟!



  • نظرشمادر این رابطه چیست؟؟؟





نظر  

نوشته شده توسط گمنام... در پنج شنبه 22/10/90 ساعت 1:3 عصر موضوع | لینک ثابت


فیلم مبتذل 2011

بررسی فیلم مبتذل و ضد ایرانی ” شرایط- Circumstance ” فیلمی که تماما خلاف واقعیات موجود در ایران را به تصویر میکشد.


فیلم مبتذل شرایط
 


 



 


فیلم مبتذل و ضد ایرانی “شرایط” Circumstance – این فیلم نگاهی دارد به خانواده ای نوگرا در تهران. فیلم زندگی دختر شانزده ساله این خانواده، عاطفه و دوست او شیرین را نشان می‌دهد که پدر و مادرش به دلیل مخالفت با حکومت ایران اعدام شده‌اند.در این فیلم که به زبان فارسی ساخته شده به ترویج همجنسگرایی، زیرسئوال بردن احکام شرع اسلام و تعصب و حیای جامعه ایرانی پرداخته شده است…این فیلم به دلیل تمایلات همجنسگرایی موجود در آن، ابراز شخصیت، و پرداختن موانع به اصطلاح فرهنگی در ایران، توجهات زیادی را در جشنواره ساندنس 2011 آمریکا به خود جلب کرد. کارگردان فیلم، که یک زن ایرانی‌الاصل متولد آمریکاست، این فیلم را در لبنان ساخته است. وی به رویترز اظهار داشته است: «امیدوارم با این کار زمینه‌ جدیدی در سینمای ایران به وجود آورده باشم. این فیلم به مسائل زیادی می‌پردازد که سینمای ایران قبلا به آنها توجهی نداشته است از جمله تمایلات جنسی، مذهب، تعصب، عقده‌های روحی. بعید است که در ایران به این فیلم نگاه مثبتی داشته باشند چون عنصر مقاومت را در جوانان ایرانی و تلاش و آرزوی آنها برای عبور از موانع و محدودیت‌ها را به نمایش می‌گذارد.»



« شرایط » درباره دختری به نام عاطفه ( نیکول بوشهری ) و دوست صمیمی اش شیرین ( سارا کاظمی ) است. این 2 با یکدیگر بسیار صمیمی و راحت هستند؛ آنها مدام سربه سر همدیگر می گذارند و گهگاهی هم شوخی های ناجور انجام می دهند!. عاطفه و شیرین عاشق این هستند که به جشن های شبانه بروند و در آنجا یک دل سیر برقصند و مشروب مصرف کنند و … بعد از مدتی این 2 در می یابند که احساساتشان کمی فراتر از 2 دوست معمولی است و به همین جهت یک شبه رابطه فیزیکی را هم به دوستیشان اضافه می کنند!. پدر عاطفه فردی ثرتمند و روشنفکر به نام فیروز ( سهیل پارسا ) و مادرش هم یک جراح به نام آذر ( نسرین پاک خو ) است. مادر عاطفه علی رغم اینکه می داند دخترش تشنه آزادی است اما به او می فهماند که باید خودش را با شرایط وفق دهد و به عبارت ساده تر به او می گوید که ” بشین سر جات!”. عاطفه برادری هم به نام مهران (رضا سیکسو صفائی ) دارد که به تازگی به کمک موسسه توانبخشی موفق به ترک اعتیاد شده و حالا بصورت کاملاً سالم به نزد خانواده اش بازگشته است.


مهران در گذشته یک نوازنده موسیقی بوده اما اکنون بجای ادامه دادن رشته تخصصی اش، تصمیم می گیرد تا یک آدم مذهبی خشک باشد و به نیروی امنیت اخلاقی بپیوندد تا با زنان و مردان هنجار شکن جامعه مبارزه کند!. مهران که از رفتارهای آزادی خواهانه! خواهرش آگاه است، او را آزار می دهد و مدام به او اعلام می کند که وی یک هرزه است!. اما اوضاع زمانی بدتر می شود که ...                  


                                                            ادامه مطلب را دراین وبلاگ از دست ندهید...



 



نظر  

نوشته شده توسط گمنام... در یکشنبه 18/10/90 ساعت 3:1 عصر موضوع | لینک ثابت


تمام فصول فصل امتحانات است...

نام : آدم


شهرت : بنده خدا


شغل : شرکت در آزمون های خدا


کتاب : قرآن


تعداد قبولی ها : هنوز معلوم نیست...


کارهای عملی : ایثار در راه خدا ، کمک به یتیمان و حتی درس خواندن برای خدا...


هدف : رضایت خدا


هدیه ی تشویقی : بهشت


تعداد مردودی ها : به اندازه ی بار گناهان


دروس افتاده : نماز ، درک پیامبر وامامان، احترام و...


جبران افتاده ها : توبه

 


اگر توجه کنید میبینید که شرکت در این آزمون ها هیچ هزینه ای نداشته وشرطش تنها به دنیا آمدن است و در تمام فصول این آزمون ها برگزار میشود...


یامهدی -عج-


اللهم عجل لولیک الفرج

 


 



 



خدا



نظر  

نوشته شده توسط گمنام... در پنج شنبه 8/10/90 ساعت 10:30 صبح موضوع | لینک ثابت


جند کلمه ای برای محرم...


ارباب صدای قدمت می آید ،هنگامه ی اوج ماتمت می آید ،ما در تب داغ و غم تومی سوزیم ،چند روز دگر محرمت می آید



محرم



نظر  

نوشته شده توسط گمنام... در جمعه 4/9/90 ساعت 6:46 عصر موضوع | لینک ثابت